تحلیل راهبردی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بر پیام ولی امر مسلمین رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت عید غدیر و سی و هفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)
«بیانیه تثبیت مکتب و بعثت تازه ملت ایران در مسیر تمدن نوین اسلامی» پیام امروز حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای را میتوان یکی از مهمترین اسناد نظری و راهبردیِ دوران «پساشهادت قائد شهید امت» و «انتقال نسلی انقلاب» به شمار آورد. پیامی که در دل سه مناسبت عمیقاً به هم تنیده و با تلفیق معنامند این سه مناسبت صادر شده است.
به گزارش اداره کل روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، متن تحلیل راهبردی به شرح زیر است؛
«بیانیه تثبیت مکتب و بعثت تازه ملت ایران در مسیر تمدن نوین اسلامی» پیام امروز حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای را میتوان یکی از مهمترین اسناد نظری و راهبردیِ دوران «پساشهادت قائد شهید امت» و «انتقال نسلی انقلاب» به شمار آورد. پیامی که در دل سه مناسبت عمیقاً به هم تنیده و با تلفیق معنامند این سه مناسبت صادر شده است:
۱. عید غدیر (عیدالله الاکبر و روز اکمال دین و اتمام نعمت با ولایت)
۲. سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) (سالگرد فقدان بنیانگذار جمهوری اسلامی و نقطه عطف هویت سیاسی ملت ایران)
۳. سالگرد آغاز رهبری و اولین سال پس از شهادت حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای (اعلیالله مقامه الشریف) این پیام ممتاز، فراز و تراز، «نقشه راه ملت ایران برای بهره مندی از فرصت بعثت تازه» و «منشور تمدنیِ بازتولید مکتب انقلاب در نسل جدید کشور» است.
ساختار پیام از «اسوه»(علی علیهالسلام) به «مکتب»(امام خمینی و رهبر شهید) و سپس به «وظیفۀ ملت بعثتیافته» حرکت میکند و در این مسیر، «عرفانِ قیام لله»، «راهبرد هوشیاری در جنگ ترکیبی»، و «افق تمدنیِ ایران آینده» را در هم میتند.
در محوربندی این پیام میتوان حوزه های زیر را برشمرد:
بخش اول: غدیر؛ از «ولایت معهود» تا «الگوی جامع زیستی»؛
۱.۱ فراتر بردن غدیر از یک رویداد تاریخی به «نظام تکلیف و تعهد»: پیام، غدیر را نه یک جشن یا یادبود تاریخی، بلکه «روز عهد معهود و میثاق مأخوذ و پیمان موعود» معرفی میکند؛ تعبیری که مستقیماً به عالم ذر و عهد الست و همه میثاقهای الهی اشاره دارد. با این کار، غدیر از سطح یک رویداد سیاسی-کلامی در صدر اسلام، به سطح یک «فرا رویداد هویتی، معرفتی،متافیزیکی و تکوینی» ارتقا مییابد. عبارت «خداوند در آن تکلیف مدیریت جامعه و نظام اسلامی را مشخص فرموده» نشان میدهد که ولایت، یک امر تشریفاتی یا تجریدی و تزیینی نیست، بلکه یک امر انضمامی، عینی، «تکلیف» و «مسئولیت» است؛ هم برای حاکم و هم برای آحاد جامعه. تعبیر «اکمال دین و اتمام نعمت با ولایت و امامت مستمرّ حضرات معصومین» نیز به این حقیقت بنیادین در کلام شیعی اشاره دارد که دین بدون ساختار امامت و ولایت، ناقص و نعمت بدون آن، ناتمام است. بنابراین غدیر، نقطه آغاز تحقق عملی «نظام ولایی» در تاریخ اسلام است و پیام حاضر، آن را به عنوان الگوی حکمرانیِ تمامنشده اما همیشهجاری معرفی میکند.
۱.۲ امیرالمؤمنین؛ «اسوه اعلی» و «الگوی جامع» برای همگان: یکی از نکات مهم این پیام، فراتر بردن امیرالمؤمنین علیهالسلام از قالب «امام خاصِ شیعیان» و قرار دادن ایشان در جایگاه «اسوه اعلی و الگوی جامع برای آحاد مسلمین و مؤمنین» است. این ادعا بسیار فراتر از نگاههای تقلیلگرایانه به شخصیت امیرالمؤمنین است که گاهی او را تنها در ساحت «زهد و عرفان فردی» یا صرفاً «شجاعت و سیاست» خلاصه میکنند.
پیام تأکید میکند که «هر لحظه از عمر شریفش از ابتدای ولادت در کعبه تا رسیدن به فوز شهادت، برای خدا و در راه خدا بود». این یعنی تمام ساحتهای وجودی حضرت، از تولد تا شهادت، «سیرۀ عملیِ منسجم و الهی» است که برای «طفل خردسال تا کهنسالان و افراد عادی تا نخبگان و رهبران» الگو میتواند باشد. جمله «سند افتخار زندگی امامین انقلاب نیز همین تأسّی به آن بزرگوار بوده است» بسیار کلیدی است. زیرا این جمله، روش در سیرهشناسی امام و رهبر شهید ارائه میدهد: اگر میخواهید مکتب و منش امامین انقلاب را بفهمید، آن را در میزان تأسّی آنها به امیرالمؤمنین بسنجید. به عبارت دیگر، امیرالمؤمنین، «معیار سنجش» انقلابی بودن و اسلامی بودن یک رهبر یا جریان در این روایت است.
بخش دوم: قیام لله؛ زیربنای مکتب امام و «قانون حرکت تاریخی ملت ایران»؛
2-1- «قیام لله»؛ برتر از شعار، به مثابه «اصل نخست مکتب»: پیام با استناد به آیه شریفه «قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَةٍ اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی» و ذکر اینکه این «مطلع اولین پیام و یکی از قدیمیترین اسناد امام خمینی» است، نشان میدهد که قیام لله، زیربنای مکتب عملی امام و نخستین و مهمترین آموزۀ ایشان بوده است. این یعنی امام خمینی، برخلاف بسیاری از جریانهای سیاسی و مذهبی که از «توصیه» و «ارشاد فردی» شروع میکنند، از «قیام» و «برانگیختگی اجتماعیِ برخاسته از خدا» آغاز میکند. «قیام لله» یعنی هر حرکتِ اصلاحی و انقلابی باید:
2-2- مردم، صاحبان اصلی کشور و منشأ قدرت آن هستند (رد نگاههای نخبهگرا و خودکامه).
2-3 - مردم هر تحول صحیحی را دنبال کنند میتوانند رقم بزنند (قدرت اجتماعی و اراده جمعی).
2-4 - شعار «ما میتوانیم» را در عرصههای مختلف عینیّت بخشند (خودباوری علمی، صنعتی، دفاعی و فرهنگی).
2-5- لزوم حمایت از مظلوم بهعنوان وظیفهی اسلامی، انسانی و ایرانی (جهاننگری فراملی و مسئولیت در قبال مستضعفان جهان).
2-6-نظام سلطه و در رأس آن امریکا با این ملّت و هویت ممتاز و تسلیمناپذیرش مشکل دارد (علت اصلی دشمنی، نه اقدام خاص، بلکه ذات و هویت انقلابی است).
2-7- وجود یک ایران قوی و مستقل در شرق فرات، توسط پروژه جعلی اسرائیل بزرگ پذیرفته نیست (تبیین ژئوپلیتیک دشمنی).
بخش چهارم: شهادت رهبری؛ استمرار حرکت و «نصاب تازه بعثت»؛
۴.۱ «بعثت تازه»؛ هسته مرکزی پیام : «جامعه را به چنان سطحی از آمادگی رساند که پس از واقعهی عظیم شهادتش، نِصابی تازه از بعثت ملّت ایران شکل گرفت». این سخن ، دقیقاً همان منطق «بعثت خون» است که در تحلیل ایشان از پیام حج هم محوری بود. تفاوت در این است که در آنجا «خون رهبر شهید» منشأ بعثت معرفی میشد، اما در این پیام، زمینهسازیِ سی و شش ساله خودِ رهبر شهید از طریق «اعتماد به جوانان، تعمیق بینش مردم و ارتقاء سطح نگرش جامعه» به عنوان شرط تحقق این بعثت تازه معرفی میگردد.
۴.۲ .صفوف چند ده میلیونی؛ نشانه عینی تحقق «امت واحد»: تعبیر «صفوف چند ده میلیونی جانفدایان» که «با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت» در میدان حاضرند، یک گزاره کمّی و کیفی مهم است. «چند ده میلیون» در کشوری با جمعیت حدود ۹۰ میلیون، یعنی حضور اکثریت مردم در یک حرکت خودجوش و مستمر. این رقم در علوم سیاسی و اجتماعی، نشاندهنده «انسجام استثنایی» و «سرمایه اجتماعی عظیم» است که در بستر «مکتب امامین» شکل گرفته است. پیام، این حضور را «پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیز» و «تحقق آرمان رهبر شهید و اقامه حق و قیام لله» معنا میکند. بنابراین میدانهای اعتراضی یا تجمعات، این بار نه یک اعتراض موضعی، که «استمرار قیام لله» در دوران پساشهادت تلقی میشوند.
۴.۳. تأکید بر وصیتنامه امام؛ ملت ایران، برتر از ملت صدر اسلام : پیام با افتخار به نقل از وصیتنامه امام خمینی(ره) میگوید که ایشان با جرأت مدعی شد «ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی (ع) میباشند». سپس بلافاصله نتیجه میگیرد: «امروز همه ملت عزیز مفتخر است که با بعثت تازه خود در کنار جبهه مقاومت، مایه مباهات در برابر دیدگان آگاه و ملتدهای آزاده جهان شده است و صدق این فراز از وصیتنامه را دوباره جلوهگر نموده است». این ادعا، هم «تاریخ فهمی عمیق» است و هم «تاریخخوانی دقیق»: در امتداد امتهای برتر تاریخ اسلام قرار گرفتن. این نگاه، انقلاب اسلامی را نه یک رویداد محلی ایرانی، که «حلقه وصلی در تاریخ امت اسلامی» معرفی میکند.
بخش پنجم: فهم استراتژی دشمن و وظیفه ملت و مسئولان در جنگ ترکیبی:
۵.۱ تحلیل وضعیت راهبردی؛ شکست دشمن و واگرایی کشورها : پیام با یک گزاره میدانی آغاز میکند:
«دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربه قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده».
این جمله، چند لایه مهم دارد:
- اذعان به شکست نظامی و میدانی دشمن (نه فقط توقف یا بنبست)
- مفهوم «تحقیر پرمعنا و عمیق» (فراتر از شکست تاکتیکی، نوعی سرشکستگی روانی-راهبردی)
- «واگرایی ملموس کشورها» (نشانهای از افول هژمونی و کاهش قدرت جذب و اجماعسازی دشمن)
این تحلیل، کاملاً با عبارت فضای «عبور از عصر سلطه» در پیام حج ایشان هماهنگ است. اما جزئیات جنگ ترکیبی را بیشتر باز میکند.
۵.۲. دو نقطه تمرکز کید دشمن:
«تابآوری مردم» و «خطای محاسباتی مسئولان»؛
پیام با دقت راهبردیِ بالا، دو حلقه حیاتی نظام اسلامی در برابر فشارهای همهجانبه را بیان میکند:
۱. تابآوری مردم: یعنی توانایی جامعه برای تحمل هزینهها، فشارهای روانی و اقتصادی، و عدم فروپاشی اراده جمعی.
۲. خطای دستگاه محاسباتی مسئولان: یعنی دشمن سعی دارد مسئولان را به اشتباه بیندازد تا تصمیمات غلط ( انفعال یا عقبنشینی) بگیرند.
ابزار دشمن در هر دو جبهه، «کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف» است. یعنی ابزارهای نرم و روانی و تبلیغاتی، نه صرفاً سختافزاری و نظامی.
اولا:آغاز و مبدأش خدا باشد (نه منفعت، قدرت یا انتقام)
ثانیا:غایت و مقصدش خدا باشد (نه رسیدن به تخت و ثروت و شهرت و قدرت)
ثالثا: منش و روشش نیز الهی و ربانی باشد (نه هر روشی).
این مفهوم، دقیقاً همان «توحید در سه ساحت مبدأ، مسیر و مقصد» است که در عرفان عملی امامین انقلاب مشاهده میشود.توحید در هر سه ساحت مسیر و مصیر ( الی الله المصیر) و مثیر( فتثیر سحابا فسقناه). پیام تأکید میکند که «همین حرکت الهی، منشأ نزول برکات و توجهات ربوبی و جاری شدن سنت حضرت حق در هدایت جامعه به مسیر حق است» و بلافاصله آیه «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» را شاهد میآورد. یعنی جهاد و قیام لله، شرط تحقق هدایتهای خاص الهی است؛ هدایتهایی که جامعه را از پیچوخمهای تاریخ عبور میدهد.
«قیام لله» در سه مقطع تاریخی؛ ذکر یک الگوی تکرارشونده: پیام با سه پرسش بلاغیِ تحسینبرانگیز، وجود یک «نیروی واحدِ فرامادی» را در سه برهه حساس به اثبات میرساند:
1. ۱۵ خرداد ۱۳۴۲: «کدام نیروی عظیم میتوانست ملّت خوابزده و مسحور استکبار و استعمار را در شرایطی که انسداد و خفقان و وابستگی همهجانبه به غرب حاکم بود، بیدار کند؟»
2. ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ و ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ : «کدام قدرت جاذبه میتوانست میلیونها نفر را برای استقبال از امام و بدرقهاش به خیابانها بکشاند؟»
3. دهم اسفند ۱۴۰۴ (بعثت تازه پس از شهادت رهبری): «کدام نیروی مستحکم و ارادهی پولادین بود که از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملّت ایران را آنچنان مبعوث کرد که با گذشت بیش از سه ماه، صفوف چند ده میلیونی جانفدایان را برای تحقق آرمان رهبر شهید و اقامهی حق و قیامِ لله مستحکم کردهاند؟»
پاسخ این سؤالات در بافتار متن و ساختار پیام واضح است: این «اراده الهی» بود که از مجرای «شخصیت فولادین، دل مطمئن و زبان ذوالفقارگونه» امام و رهبر شهید تجلی یافته است. اما نکته عمیقتر این است که این نیرو، صرفاً یک «کاریزما» یا «رهبری کاریزماتیک به تعبیر وبر» نیست، بلکه نیروی مستتر در «قیام لله» است که هر گاه در جامعه ای فعال شود، معجزات تاریخی رقم میزند. بنابراین ملت ایران، ملتی است که استعداد «قیام لله» در او توسط امامین انقلاب کشف و احیا شده و اکنون این استعداد به «ملکه راسخ و مستقر» تبدیل شده است.
بخش ششم: افق تمدنی و آیندهسازی؛ ایران قوی، فلسطین آزاد، ظهور نزدیک؛
۶.۱ «نظام سلطه، پادگان اسرائیل و شرق فرات»؛ ترسیم یک نقشه ژئوپلیتیک: پیام رهبری با نگاهی تمدنی و ژئوپلیتیک، «نظام سلطه» را دارای «پادگانی به نام اسرائیل» معرفی میکند که از هشتاد سال قبل ساخته شده است. این نظام، «وجود یک ایران قوی و مستقل و برخوردار از انواع مزایا را در مرز شرقی جغرافیای پوچ و دروغین اسرائیل بزرگ یعنی شرق فرات نمیپذیرد». اینجا چند نکته مهم وجود دارد:
- جغرافیای پوچ و دروغین اسرائیل بزرگ (نقشه جعلی و آرمانشهر صهیونیستی از نیل تا فرات)
- شرق فرات (عراق، سوریه و بخشهایی از ایران) به عنوان مرز شرقی این پروژه
- ایران قوی و مستقل به عنوان مانع اصلی تحقق این نقشه بنابراین دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ایران، نه فقط یک مسئله ملی، بلکه «خط مقدم دفاع از کل منطقه غرب آسیا در برابر پروژه اسرائیل بزرگ» تعریف میشود. این نگاه، مسئله فلسطین و لبنان و سوریه را به طور ارگانیک و سیستماتیک به امنیت ملی ایران پیوند میزند.
۶.۲. فرصت تازه برای معرفی مکتب امامین انقلاب به جهان: پیام اعلام میکند: «اکنون فرصت تازهای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید بهعنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است». یعنی شهادت رهبری و بعثت تازه ملت، یک فرصت تبلیغی-تمدنی بیسابقه برای جهانشمول کردن پیام انقلاب اسلامی ایجاد کرده است. اما این کار بر عهده «آحاد ملت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر» گذاشته میشود. این یعنی همه مردم، مبلغان و مروجان مکتب امامین انقلاب در عرصه جهانی هستند.
۶.۳. افق امام زمانی و پیروزی نهایی ، پیام با مؤلفههای قوی مهدوی و امیدآفرین به سرانجام میرسد:
- دعا برای «فرج سرورمان حضرت ولی عصر (عج)»
- آرزوی «پیروزی نهائی» برای ملت بعثتیافته - رسیدن به «قلّههای باشکوه پیشرفت و عظمت»
- رضایت قلب مقدس حضرت حجت (عج) از ملت ایران.
این پایانبندی، نشان میدهد که تمام این تحولات ، از غدیر تا انقلاب و تا شهادت و تا بعثت تازه ،بخشی از یک تاریخ بزرگِ منتهی به دولت کریمه و ظهور هستند. ملت ایران در این روایت، «آمادهکنندگانِ ظهور» و «سپاهیان حضرت ولی عصر»ند.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی